در
هند، چين و آفريقا ميليون ها ميليون زن ناپديد شده اند. آنها گم نشده اند
بلکه مرده اند. آنها قربانيان خشونت، تبعيض و غفلت دنياي امروز هستند.
دانشگاه بريتيش کلمبيا سعي دارد آنها را پيدا کند، البته نه اين زن ها را،
بلکه تعداد و سن اين قربانيان آن چيزي است که کارشناسان به دنبال آن
هستند. يافته ها در اين باره تصوير اسفباري از تبعيض جنسيتي در اين دنياي
توسعه يافته را نشان مي دهد.
واژه «زنان ناپديد شده» در سال ۱۹۹۰
زماني که يک اقتصاددان هندي با نام آمارتيا سن به آمار حيرت انگيزي دست
يافت به وجود آمد. او با تحقيقاتي که در آسيا و آفريقا انجام داد به اين
نتيجه رسيد که ۱۰۰ ميليون زني که بايد زنده باشند، زنده نيستند و به خاطر
دسترسي نابرابر به خدمات پزشکي، غذا و خدمات اجتماعي جان خود را از دست
داده اند. در واقع به نظر مي رسد اين عوامل باعث شده ميزان مرگ و مير زنان
نسبت به مردان از ميزان طبيعي بسيار بيشتر باشد. در اين مناطق زنان مي
ميرند چرا که زندگي شان بي ارزش قلمداد مي شود.
در سراسر دنيا ميزان تولد نوزادان پسر نسبت به نوزادان دختر بيشتر است،
اما در جوامعي که زنان و مردان از خدمات برابري بهره مي برند، زنان مقاومت
بيشتري نسبت به بيماري ها نشان مي دهند و در نتيجه عمر طولاني تري نسبت به
مردان دارند. اما يافته هاي سن حاکي از آن است که نرخ مرگ زنان در بيشتر
کشورهاي آسيايي و شمال آفريقا بسيار بيشتر از مردان است. پس از تحقيقات
سن، گروه هاي ديگري هم به صورت آکادميک به مطالعه در اين زمينه پرداختند و
در سال ۲۰۰۵ سازمان ملل اعلام کرد در حدود ۲۰۰ ميليون زن در جهان ناپديد
شده اند.
دکتر سيوان اندرسون در دفترش در دانشگاه بريتيش کلمبيا با بررسي اين
مطالعات سعي دارد به دلايل مرگ اين همه زن دست پيدا کند. او مي گويد؛
«مساله تبعيض جنسيتي بسيار مهم است چرا که تعداد زناني که بايد زنده باشند
اما نيستند بيش از حد تصور است.» اين محقق ۴۰ ساله اخيراً مطالعاتش را در
اين زمينه بر کشورهاي چين، هند و کشورهاي جنوبي صحراي آفريقا متمرکز کرده
است. او در ادامه
روز پنجشنبه 29 مرداد 1388، غالب حسینی از فعالین کارگری بعد از شش ماه حبس از زندان مرکزی شهر سنندج آزاد شد.
غالب حسینی در جریان برگزاری روز جهانی کارگر که در سال 1387 در سنندج برگزار شد همراه با شیوا خیر آبادی، عبدالله خانی و سوسن رازانی دستگیر و به شش ماه حبس تعزیری و 50 ضربه شلاق محکوم شد.
غالب حسینی در مورخه سوم اسفند ماه 1387 به دادگاه سنندج احضار شد و طی حکمی از پیش تعیین شده، شش ماه حکم تعزیری و 50 ضربه شلاق به وی ابلاغ و در همان روز حکم 50 ضربه شلاق در دادگاه سنندج به اجرا گذاشته و نامبرده به زندان مرکزی سنندج جهت اجرای شش ماه حکم تعزیری انتقال داده شد.
اعضای کمتیه
هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری همراه با دیگران کارگران و فعالین
کارگری در ساعت 10 و 40 دقیقه صبح
امروز 29 مرداد 88 در میدان فیض آباد سنندج
بالاتر از زندان مرکزی سنندج تجمع کرده و با شور و هیجان وصف ناپذیری به استقبال از
وی پرداختند.
تجمع کنندگان با ریختن گل و شیرینی و انداختن حلقه گل به گردن غالب حسینی و آزاد کردن 4 عدد کبوتر که به پای آنان پارچه قرمز رنگ، بسته شده بود و با کف زدن ممتد و در دست گرفتن پلا کادر های کمیته هماهنگی، از وی با شور و اشتیاق استقبال کردند و بار دیگر نشان دادند که زندان و صدور احکام شنیع شلاق نمی تواند در عزم و اراده طبقاتی کارگران خللی ایجاد کنند.
سپس شرکت کنندگان
با راه اندازی کاروان شادی، مسیرهای میدان فیض آباد – کمربندی 25 شهریور – میدان
لشکر – چهار راه حاجی آباد – میدان ظفریه را با بوق زدن و بر افراشتن پلاکادر های
کمیته هماهنگی و پارچه های قرمز بر روی ماشین ها طی کردند.
ما اعضای کمتیه هما هنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری، آزادی غالب حسینی این فعال کارگری را به خانواده نامبرده و تمامی کارگران ایران تبریک گفته و قویا خواستار آزادی دیگر کارگران و فعالین کارگری در بند می با شیم.
عکسهای بیشتر از استقبال از آزادی غالب حسینی
کمیته ی هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری
29/5/1388
www.komitteyehamahangi.blogfa.com
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 12:55 توسط
مرد سالاری در بطن هر مبارزه ی سیاسی
امروزه مردسالاری عمیق تر از هر زمان دیگری در ناخودآگاه جمعیمان ریشه دوانده است. این پدیده تا آن حد با انتظاراتمان سازگار است که به چالش کشیدن تمام جنبه های آن سخت ناممکن می نماید. با این همه تلاش برای پیکار با نمودهای آشکار و ساختار نمادین مردمدار ناخودآگاهی که هنوز در زنان و مردان به یک اندازه وجود دارد، حیاتی است. کدام نهادها و سازوکارهای اجتماعی امکان بازتولید سلطه ی مرد را فراهم می آورند؟ آیا امکانی برای آزادسازی نیروهای هرچند تحت انقیادی که می توانند منجر به دگرگونی شوند وجود دارد؟
بعید است مبادرت به طرح چنین عنوان کنایه آمیزی برای کتاب کرده باشم، مگر اینکه تمام منطق تحقیق من، راهنمای چنین امری بوده باشد. در تمام طول زندگی ام، از امکان اشاره به تضاد doxa در شگفتی بوده ام. حقیقت این است: هماهنطور که ماهم می دانیم نظم جهانی با خیابانهای یک طرفه، راههای بی نشانه (لفظی و مجازی)، تقیدات و جریمه هایش با احترام داد سخن می دهد. برای من حیرت آور است با وجود اینکه تجاوزها، براندازیها، جنایات و دیوانگی های زیادی وجود ندارد، (کافی است به توافق فوق العاده ی نظم هزاران انسان فکر کنید، یا به 5 دقیقه ماشین سواری اطراف محله ی de la Bastill پاریس) و حتی حیرت آورتراینکه : زندگی کردن با حادثه ی تاریخی و نظم مستقری که آکنده است از روابط سلطه، حقوق ویژه، امتیازات و بی عدالتی هایش، خود را به شکلی جاودانه می کند که اغلب غیرقابل تحمل ترین شرایط زندگی را قابل قبول و حتی عادی جلو می دهد.
من همیشه شاهد مردسالاری و اشکال تحمیلی و رنج آورش که نمود عمدهی تسلیمی دوگانه است، بوده ام. من آن را می بینم، همانطور که تاثیرات آنچه به آن "خشونت نمادین" نام می دهم. خشونتی که کمتر مورد توجه قرار گرفته است. خشونتی تقریبا نادیدنی برای کسانی که قربانی شده اند. خشونتی که عمدتا از طریق کانالاهای کاملا نمادین ارتباط و دانش (درست یا نا درست) شناخت به کار برده شده است. بدین گو
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 18:34 توسط
صد ميليون زن در جهان ناپديد شدند
|
|
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 12:0 توسط
یک زن متأهل دارای چهار فرزند به دلیل اختلافات خانوادگی اقدام به خودسوزی کرد.
بنا به گزارشات رسیده، خانم فریده عبدالهی، 40 ساله، ساکن مریوان و مادر چهار فرزند، به دلیل اختلافات خانوادگی که منجر به بیرون کردن وی از جانب شوهرش و اختیار کردن همسر دوم نیز شده بود دست به خودکشی از طریق خودسوزی زد.
نزدیکان وی عنوان می کنند نامبرده که در خانه پدری خود ساکن بود به بیماری افسردگی دچار شده بود و پس از خودسوزی نیز مدت یک هفته در یکی از بیمارستانهای سنندج بستری بود اما به دلیل آسیب های شدید جسمی جان خود را از دست داد. علیرغم اینکه بعضی نزدیکان وی همسر ایشان را به نقش آفرینی در این حادثه متهم می کنند اما هیچگونه واکنشی از سوی نیروهای انتظامی در این خصوص مشاهده نشده است.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 0:17 توسط
زن جوانی خود را حلق اویز کرد
در تاریخ 88/5/6زنی به نام بهارنبی زاده 22 ساله فرزند عثمان اهل روستای سینگان از توابع شهرستان اشنویه به دلیل اختلاف خانوادگی خود را حلق اویز کردوبه زندگی خود پایان داد.
لازم به ذکر است که بهاره مادر یک کودک خردسال نیز بوده است.
شورای زنان9/5/88
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 0:33 توسط
قتل سه نفر در شهرستان اشنویه
مورخه 15/4/88 در یک خانواده سه نفره در شهر اشنویه جنایت هولناکی رخ داد. در این جنایت دو خواهر ویک برادر با نامهای جوانه رضایی 23 ساله،بریوان رضایی19ساله وشاخوان رضایی13ساله به طرز فجیعی سر بریده شدند .این سه نفر چندین سال در نبود پدر ومادر خود با کارگری وکار در مزارع زندگی خود را میگذراندند.جوان رضایی 4سال پیش با یک تبعه عراقی ازدواج میکند ولی بعد از مدتی دچار اختلاف شده وخانه شوهرش را در عراق ترک میکند وحاضر به زنگی با او نمی شود نامبرده چندین بار از طرف شوهرش تهدید به مرگ میشود ودر نهایت خود جوان رضایی که حامله نیز بود همراه با خواهر برادرش به دست شوهرش به قتل رسیدند.
شورای زنان 3/5/88
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 0:40 توسط
خود کشی دختری16 ساله در شهرستان اشنویه
روز شنبه 27/4/88 در شهرستان اشنویه دختر 16 ساله ای به نام شیدا اومن علی آبادی به دلیل اختلافات خانوادگی خود را حلق اویز کرد ومتاسفانه جانش را از دست داد.
شورای زنان 3/5/88
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 0:38 توسط
